تبليغاتX
bahal
bahal



بی خداحافظی

 

 بعضی وقت ها آدم دوست داره واسه همیشه بگه خداحافظ...ولی باز ته دلش یه چیز هست که میگه شاید همیشه نه ...

ولی این بار شد واسه همیشه ... حتی بدون خداحافظی ...

سخت بود سخت هست و سخت خواهد بود ولی ... ولی به جای دوست داشتن داره تو دلت تنفر ایجاد میشه ... تنفر از کسی که ... و همین تنفر داره تمام سختی ها رو از بین می بره ... داره بهت میگه بهتر شد که تو رفتی و گذاشتی اون هم بره ...

ولی ... ولی یه سوال تمام مغز و قلبت و زیر چترش گرفته :   چرا؟؟؟

نه دیگه حتی وقت واسه جواب دادن به این سوال هم برات نمونده ... حالا دیگه اون این قدر ازت دور شده که حتی نمی تونی نگاش کنی ... انگار سال هاست رفته ... انگار خیلی وقت پیش ها بوده که به قلبت دهن کجی کرده و رفته ... انگار دیگه نیست ...

ولی یه چیز آزارت میده ... اینکه اون دور و برت هست ولی با تو نیست ... اون هست ولی قلبش دیگه باهات نیست ... اون هست ولی فکرش کیلومتر هاست که با تو نیست ... آره اینجاست که می خوای داد بزنی   اون هست ولی نیست

 

قصه عشق من و تو به قشنگیه خیاله

 من و تو ماهی و آبیم که جداییمون محاله

الآن که این شعر میاد تو ذهنم خندم میگیره ... نه... از اینکه دیگه اشک هام خشک شده و برات نمیریزه مجبورم بخندم ... شایدم دارم می خندم ... به خودم که چه خوش خیال آخر همه نامه هام اینو می نوشتم و این باورم بود ... باورم بود و مایه آرامشم ولی ... ولی الآن وقتی میاد تو ذهنم می خوام تک تک کلماتش رو آتیش بزنم و بریزمشون دور و دفنشون کنم ...دفنشون کنم کناری که باورم اونجا دفن شد ... جایی که اسم تو هم داره دفن میشه ...

  

 

حالا  الآن که اینجام و تو هم اینجایی می خوام بهت بگم یکی از کسایی که واسم بهترین بود و همیشه کنارم بود ... دستش تو دستام بود ... نگاش با نگام بود... قدم هاش با قدمام بود ... دیگه نیست ... نه هست ولی دیگه با من نیست ...کنارم نیست... دستش تو دست من نیست ... نگاش با نگاه من نیست ... قدم هاش با قدمای من نیست ... هست ولی دیگه با من نیست ...

آره اون دیگه با من نیست ... منم سپردمش به باد ... به بادی که اونو آورد کنار من و حالا هم با خودش برده به یه کنار دیگه ... امیدوارم دیگه هیچ وقت باد به سمت من نوزه و منو ۳ سال با رقصش بازی نده !!!

باد برو هرجا که اون دلش می خواد ...پیش هرکسی که اون هواشو کرده ... اصلا برو هرجاااا فقط یه خواهشی ازت دارم  دیگه اینجا برنگرد....... هیچ وقت .... باد اینو بهت میگم که بری به مسافرت بگی    دوستش داشتم به قدری که حتی خودشم نمی دونه .... به اندازه تمام این سه سالی که بودم باهاش و از ته دل دستام تو دستاش بود  دوستش داشتم ... به اندازه تمام اون لحظه هایی که با هم شعر می خوندیم دوستش داشتم ... به اندازه تمام ثانیه هایی که با گریه هاش گریه کردم و با خنده هاش خندیدم دوستش داشتم ....     دوستش داشتم ولی حالا .... حالا جواب تمام ۳ سال احساسم اینه که تو داری با خودت می بریش ... باشه برو ولی همه این ها رو هم بهش بگو .... این رو هم  بگو که دیگه منتظرش نیستم ... دیگه براش صبر نمی کنم ... دیگه ... دیگه اسم اون رو حتی به زبون هم نمیارم ...

 اون واسه من رفته و دیگه هم بر نمی گرده حتی اگر برگرده ...

 

تازه سلام !!!

اومدم بازم بعد کلی آپ نکردن ! من خسته نباشم واقعا ! البته این بار که اومدم این قدر حرفام از ته دل بود که فکر کنم جای همه این مدتی که آپ نکردم رو گرفت !

خوب بچه های عزیز من دیگه بعد این آپ نمی تونم زیاد بیام و بهتون سر بزنم ... تقریبا میشه گفت این آخرین آپ منه تا... تا احتمالا تابستون آینده ... ! چرا؟ آخه همه میگن امسال واسه من و همه اونایی که مثل من هستن سال سرنوشته ... میگن ... حالا تا ببینیم  

بله اینم از این که قراره سرنوشت ساز بشه !

خوب فقط می تونم بگم دعا یادتون نره که این سرنوشته که میگن منجر به قبولی در دانشگاه بشه و ما هم راحت شیم از این همه درس !!!

بچه ها همتو ن رو دوست دارم و امیدوارم تابستون دیگه که میام با مطلب قبولیم تو دانشگاه اونم تو یه رشته خوب بیام و دیگه دیر به دیر آپ نکنم !

دعا یادتون نره هاااا

تا تابستون دیگه خدانگهدار همتون

دوست دار همه شما عزیزان : مریم

 

توسط ღ.•**•.مریم.•**•.ღ |

پرواز تا رسیدن...

سلاااااااااااااااااااام

واای این دفعه دیگه یه سلام بعد این همه وقت که مثل چی تو همون خداحافظی آخر مونده بودیم و در نمی اومدیم ! البته بیشتر دوستای گلم بازم بهم سر میزدن که ازشون ممنووووووونم !

خوب راستش الآن که دارم واستون مطلب می نویسم رو آسمونام !!! یعنی این قدر خوشحالم که چیزی نمونده بال در بیارم !خوب راستش اتفاقات خوشحال کننده زیاده   یعنی واسه همه ماها پیش میاد روزایی که با یه خبر یا یه اتفاق خیلیییییییییییی خوشحال شدیم ! ولی راستش این خوشحالی که من تو این مدت داشتم و دارم خوشحالی نیست که فقط با چند تا خنده و شوخی و شادی تموم شه ! خوشحالی هم نیست که به این راحتی بدستش آورده باشم ! این خوشحالی من خوشحالیه که ۱ سال و ۱۰ ماه و ۵ روزه که انتظارش رو می کشیدم !!!! شاید واستون قابل درک نباشه که من چی میگم !!! خوب حق دارید ! من حدود ۲ سال انتظار می کشیدم !!! چیزی که تا وقتی تجربش نکنی نمی فهمی چقدرررررررر سخته ! انتظار ! ۶ حرف بیشتر نیستااااا ولی اندازه ۶ قرن زمان تو خودش داره ! زمانی که نمیدونی تا کی طول می کشه ! زمانی که هر وقت یادش می افتی اینقدر واست درد آور که اشک تو چشمات جمع میشه ! و الآن من رسیدم به پایان این انتظارررررر ! پایان ! پایان دوری ...

من ۲ سال انتظار دیدن کسی رو می کشیدم که .... خیلی دوستش دارم و ازم دور بوده ! قرار نبود دوریمون این قدر طولانی بشه ولی روزگار این دوری رو برامون تعیین کرد و حالا بعد این همه وقت دوری خبر رسیدن به هم رو باز هم همین روزگار بهمون داد !

نمیدونین جه لحظه ای بود وقتی فهمیدم می تونم ببینمش ! دلم می خواست از خوشحالی با تمام توانم داد بزنم و بگم :  خدایا شکرت ....

و الآن این لحظه .... دارم یه راهی رو آغاز می کنم که تا چند روز دیگه می تونم به چیزی برسم که همیشه وقتی یادش می افتادم اشک غم تو چشام جمع می شد ولی الآن اشک خوشحالی توی چشام حلقه بسته ... نمیدونم ... شاید هنوزم باورم نشده ... آره ... هنوزم باورم نشده ... فکر کنم حتی وقتی ببینمش هم باورم نشه ... تا وقتی دستاش رو تو دستام نگیرم باورم نمیشه ...

من خوشحاااااااااااااااااااااااااااالم !!! از همیشه خوشحال تر ! دارم پرواز می کنم ... پرواز تا رسیدن ...

لحظه ی دیدار نزدیک ست

باز من دیوانه ام،مستم ؛

باز می لرزد دلم ، دستم.

باز گویی در جهان دیگری هستم.

های! نخراشی به غفلت گونه ام را،تیغ!

های! نپریشی صفای زلفکم را، دست !

و آبرویم را نریزی دل

- لحظه  ی دیدار نزدیک ست

 

موجیم و وصل ما .از خود بریدن است

ساحل بها نه ای است. رفتن رسیدن است

 

چقدر جای تو خالی است

کجاست لحظه ی دیدار ؟

میان بغض ، سکوتی زجنس فریاد

بیا ، که دیده ی تو را ، آرزوی دیدار است

تو از قبیله ی نوری ،من از تبار صبوری

تو از سلاله ی عشقی ،من از دیار نیاز

من از نگاه مانده به در خسته ام ، عزیز رویایی

تویی نشسته ای به ادینه ام ،بگو که میآیی

اگر نگاه منتظرم را ،گواه میخواهی

اگر شکسته دلی را ،بهانه میدانی

اگر سکوت غریبانه ، ایت عشق است

اگر که صبر ، صبر ،صبر ،بهای دیدار است

به جان غنچه ی نرگس تو را خریدارم

نشانده مهر تو بر دل ،به شوق دیدارم

من عاشقانه تو را ، در نماز میخوانم

شکوه نام تو را خوانده ،باز میخوانم

هزار پنجره از این نگاه ، لبریز است

بگو ، بگو که وقت طلوع ستاره ، نزدیک است

نشانده مهر تو بر دل ،خروش نام تو بر لب

نفس زیاد تو ،بوی تو را گرفته است اینجا

بیا ،که عشق تو میکند در سینه غوغا

نبوده تو غایب ،طلوع فردایی

تو حاظری و حظورت ، حظور زیبایی

امید دیده روشن ، ز دیده پنهانی

مرا به مهمانی چشمان خود نمیخوانی ؟ ؟؟ !!!

 

منتظرم ... منتظرم.....

 

 

يک نفر دلش شکسته بود، توی ايستگاه استجابت دعا منتظر نشسته بود، منتتظر.

ولی دعای او دير کرده بود.

او خبر نداشت که دعای کوچکش توی چهار راه آسمان پشت يک چراغ قرمز شلوغ گير کرده بود.

او نشست و باز هم نشست. روزها يکی يکی از کنار او گذشت.

روی هيچ چيز و هيچ جا از دعای او اثر نبود. هيچ کس از مسير رفت و آمد دعای او با خبر نبود.

با خودش فکر کرد پس دعای من کجاست؟ او چرا نمی‌رسد؟

شايد اين دعا راه را اشتباه رفته است!

پس بلند شد، رفت تا به آن دعا راه را نشان دهد. رفت تا که پيش از آمدن

برای او دست دوستی تکان دهد.

رفت پس چراغ چهار‌راه آسمان سبز شد. رفت و با صدای رفتنش از کوچه‌های خاکی زمين،

جاده‌های کهکشان سبز شد.

 او از اين طرف، دعا از آن طرف، در ميان راه باهم آن دو رو به رو شدند.

از صميم قلب گرم گفت و گو شدند. وای که چقدر حرف داشتند.

برف‌ها کم کم آب می‌شود. شب ذره ذره آفتاب می‌شود.

 

و دعای هر کسی رفته رفته توی راه مستجاب می‌شود...

><><><><><

به امید استجابت دعاهایمان  

 

 

راستی این قدر ذوق زده بودم یادم رفت اینو بگم : (البته پیشاپیش)

عیدتووووووون مبارک

 

امیدوارم امسال واسه همه یه سال قشششششششششنگ باشه ... با یه عالمه اتفاقات خوب ... و امیدوارم امسال همه به تک تک آرزوهاشون برسن ... و از ته دلم میگم : خدایا امسال انتظار همه چشم انتظار ها رو با پایان برسون !!! آمیییییییییییییییییییییییین !

شروع امسال واسه من با رسیدن به یکی از بزرگ ترین آرزو هامه ... امیدوارم واسه شماها هم شروع امسال شروع رسیدن به آرزوهای قشنگتون  باشه و تا آخرش قشنگ بمونه ...

 

همیشه شااااااااااااااااااااااااااااااااد باشید

 

حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی !
پیش از آن که با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی ...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود !

توسط ღ.•**•.مریم.•**•.ღ |

دوری ....

سلام دوباره بازم بعد کلی آپ نکردن !!!

خوب امیدوارم مثل همیشه از مطالب خوشتون بیاد و نظر هم یادتون نره !!!!

این آپ رو تقدیم می کنم به همه اون کسایی که ازشون دورم و خیلی دوستشون دارم !

 

رفتي اي مسافر سبز بهار

                                من شدم ساحل نشين شهر انتظار

 

نازنینم ! نمیدانم تو میدانی ؟ دل من در هوای دیدنت بی تاب گردیده               سراپای وجودم در فراقت آب گردیده     ز هجرت دیدگانم همچو دریایی                   ز خون گشته غم و دردم فزون گشته    و اکنون در میان بسترم چون شمع می سوزم برای دیدن رویت      دو چشم اشک بارم را به روی ماه میدوزم و با او از غم و درد درون ام راز میگویم .           به امید دیدن رویت باز هم از تو میخوانم . بازهم ... .

                          

عشق يعني حسرت شبهاي گرم

            عشق يعني ياد يک روياي نرم

                        عشق يعني يک بيابان خاطره

       عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره

                 عشق يعني گفتني با گوش کر

                           عشق يعنب ديدني با چشم کور

           عشق يعني تا ابد بي سرنوشت

                    عشق يعني آخر خط بهشت

                               عشق يعني گم شدن در لخظه‌ها

                عشق يعني آبي بي انتها

                           عشق يعني يک سوال بي جواب

                                        عشق يعني راه رفتن توي خواب

 

دیرگاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام....

 

غربت را نباید در شهری غریب یا در کم شدن لحظه های آشنا جست و جو

 

کرد،هرگاه که عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کرد آنگاه تو غریبی ... .

        

 

در بیابان گرم  و سوزان ذهنم به دنبال رد پای  آشنایی میگشتم که وجودش را  باور کردم وباور

 بودنش تمام باورم، اما هر چه بیشتر میرفتم کمتر میرسیدم انگار کسی از این بیابان

 عبور نکرده بودیا شاید وزش باد رد پایش را پاک کرده بود نمیدانسم اما

 میرفتم تا بدانم یا باور کنم واکنونکه نبودنش را باور کردهام

 تمام باورم پر شده از درک نبودنش

 

مرا با مصرعی  از شعر های خود تکان دادی

 

چه زیبا مهربان احساس پاکت را نشان دادی

 

به جز لبخند های ساده ات  چیزی نخواهم

 

تو مفهوم محبت را به لبخندی نشان دادی

 

همیشه پرسشم از عشق بی پاسخ رها شد

 

تو بودی این تن یخ کرده ام را باز جان دادی

 

من از خاطر نخواهم برد وقتی را که تو از دور

 

برایم دستهای مهربانت را تکان دادی

 

                     

 

 

نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به
       حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس
      کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده
      و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس
      پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي

 

 

آمدم تا که بگویم به تو اسرار نگاهم     که تو رفتی و ندیدی غزل خیس نگاهم    به تمنای تو هر شب غزلی تازه سرودم      که به پای تو بریزم غم شب های سیاهم

توسط ღ.•**•.مریم.•**•.ღ |

سسسسسسسسسسسسلام

یه سلام بعد کلی دوری !!!

وای امیدوارم منو فراموش نکرده باشید ! البته که نکردید !!!!

بازم یه عالمه مطلب های قشنگ گذاشتم براتون !  مثل همیشه : نظر یادتون نره

قطاری که از دوردست می آمد       گذشت و ما را ندید     گذشت و دختران منتظر را با دسته های گل ندید   ای قطاری که از دور دست ها می آیی  بگو دور ها چگونه است          آنجا برگ ها چگونه است              گل ها چگونه است              برگ هایشان سبز سبز        گل هایشان تا زانوست      صحبت مردمانش شبانه روز  از شماست      کوه هایشان    پشت کوه هایتان    و دریایشان    ادامه دریای شماست     برای آن ها هم    دور دست ها              سرزمین شماست !

شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست    این دل   با نگاهی سرد پرپر می شود!

از تو و فاصله با تو            از تو و حضوری دلتنگ

تنها مونده بغضی سنگین       که تو سینه میزنه چنگ

این غم پنهونی من         تو ندونستی چه تلخه

این تو خود شکستن من    تو ندونستی چه سخته

حالا هم صدا با یادت    شعر موندنو می خونم

می دونم که ناگزیری     اما منتظر می مونم

موندن من یه گریزه   تو هجوم  نا امیدی

تو در این هجوم ساکت    یه حضور ناپدیدی

  

خوشبختی یعنی :  دیدن حرف ها پشت سکوت  خاموش کردن  شمع غرور  با یک فوت    حس کردن تشنه لبی   در یک لیوان یخ   لمس کردن خاطره ها چه شیرین و چه تلخ ...!

ای که دور از من و در یاد منی    با خبر باش که دنیای منی                 شادت شادی من     غم تو غصه ی من       قلب من خانه تو        خانه ات قبله ی من

همه عمر دیر بودیم! دیر دیدیم دیر شنیدیم دیر گفتیم  و دیر فهمیدیم.

 

مردن آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم    

مردن آن است که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم ...

برای انسان های بزرگ   هیچ وقت بن بستی وجود ندارد    چون بر این باورند که     

یا رهایی خواهم یافت       یا رها خواهم ساخت

 

 

توسط ღ.•**•.مریم.•**•.ღ |

سلام

وااااااااااااااااااااااااای خدا !!! بچه ها ممنونم که همیشه به یادم هستید !!! من واقعا نتونستم این چند ماهه مطلب بذارم جون واقعا درس ها نمیذارن !!!

ولی الان اومدم دیگه این طلسم رو بشکونم !

پس مثل همیشه نظر یادتون نره

آیا می دانی چرا خداوند شیطان را از درگاه خود راند و برای همیشه او را طرد کرد ؟  

    چون فرمان خدا را برای سجده ی بر انسان اطاعت نکرد .

اما    بی وفایی برخی آدمیان را بنگر که از خدا رو می گردانند و حلقه ی بندگی شیطان به گردن می آویزند؟

رسول خدا(ص) می فرماید : خداوند به چنین انسان هایی خطاب می کند :

من به خاطر تو شیطان را طرد کردم !    اما تو او را دوست خود گرفتی و به اطاعت او در آمدی؟!

اگر بخواهید همه چیز باشید     نمی توانید چیزی شوید !

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی  حضورش را تلخ می کند ...                 بگذار پایان تو را غافلگیر کند     درست مثل آغاز...!

 قبل ازاينکه اخم کني مطمئن شوهيچ راهي براي خنديدن وجود ندارد

 

جاذبه ای وجود ندارد ! و سیب ها به خاطر تو به زمین می افتند چون تنها جاذبه ی زمین تو هستی !

 

 دریایی بزرگ یا گودالی کوچک    فرقی ندارد   زلال که باشی آسمان در توست !

عشق بردبار است   عشق مهربان است ودر آتش حسد نمی سوزد    کبر ندارد    غرور ندارد     اطوار نا پسندیده ندارد       نفع خویش را خواهان نیست   خشم نمی گیرد    سوء ظن ندارد    از ناراستی شاد نمی شود    اما   با راستی به شعف می آید .   در همه چیز صبر می کند   همه را باور می کند    همواره    امیدوار است و      همواره بردبار. (رساله ی پولس به قرنتیان)

 عشق حقیقی هرگز نابود نمی شود!

 

توسط ღ.•**•.مریم.•**•.ღ |

سلام

امیدوارم از مطالب لذت ببرید .

 

مهم نیست قشنگ باشی

قشنگ اینه مهم باشی 

حتی برای یک نفر

تو میگی گل رو دوست داری ولی

            اونو می چینی

                   .تو میگی پرندرو دوست داری ولی

                               اونو توی قفس زندونی میکنی.

                                           چطور انتظار داری نترسم

                                                    وقتی میگی دوستم داری؟

 

 

روي تخته سنگي نوشته شده بود:

            اگر جواني عاشق شد چه کند؟

                                  من هم زير ان نوشتم:

                                                   "بايد صبر کند"

براي بار دوم که از انجا عبور کردم زير نوشته من کسي نوشته بود: 

                                                     "اگر صبر نداشته باشد چه کند؟" 

                                                                      من هم با بي حوصلگي نوشتم:

                                                                                                بميرد بهتر است! 

                    براي بار سوم که از انجا عبور کردم انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد اما

                                                                                       زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم!!!

مثل یک معجزه یک خواب
مثل آبی بودن و آرامی آب
مثل لذت مثل عزت مثل آواز
مثل خورشید مثل امید مثل پرواز
مثل یک معجزه،یک خواب آمدی
آمدی در لحظه های سرد و بیتاب آمدی.....

دوست داشتن يعني
گلي به دستت مي دهم
تا دروازه اي  به گلستاني بگشائي 

 

توسط ღ.•**•.مریم.•**•.ღ |

سلام

امیدوارم از مطالب لذت ببرید !

مي رسد روزي كه فرياد وفا را سر كني مي رسد روزي كه احساس مرا باور كني

مي رسد روزي كه نادم باشي از رفتار خود خاطرات رفته را تو مو به مو از بر كني

مي رسد روزي كه بي من سر كني مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني

مي رسد روزي كه تنها در كنار خاطرم شعر هاي گفته ام را دو به دو از بر كني

 مي رسد روزي كه در صحراي خشك بي كسي نامه هاي كهنه ام را با اشكهايت تر كني

 مي رسد روزي كه نام تو بميرد بر لبم ان زمان احساس امروز مرا باور كني

می رسد روزی که ...

 

 

                                                            

اي دوست دلت هميشه زندان من است
                  آتشكده عشق تو از آن من است
                  آن روز كه لحظه وداع من و توست
                  آن شوم ترين لحظه پايان من است

 

 

  زندگي يک آرزوي دور نيست؛
زندگي يک جست و جوي کور نيست

  زيستن در پيله پروانه چيست؟
زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست

 گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛
هرچه ناپيدا صدايت ميزند

  جنگل خاموش ميداند تو را؛
با صدايي سبز ميخواند تو را

 زير باران آتشي در جان توست؛
قمري تنها پي دستان توست

 پيله پروانه از دنيا جداست؛
زندگي يک مقصد بي انتهاست

هيچ جايي انتهاي راه نيست؛
اين تمامش ماجراي زندگيست..

    

                                              

توسط ღ.•**•.مریم.•**•.ღ |

شاید عشق ...

سلام

خوبین؟

بابا من که هر کاری کردم نتونستم کاری بکنم ! یعنی عکس آپ قبلی باز نمی شد !!!!! 

تصمیم گرفتم مطلب دیگه بزارم و اون عکس رو بزارم برا یک وقت دیگه !!!

پس امیدوارم ازین مطلب خوشتون بیاااااااااااااااااد ! مثل همیشه !

 

در اردوگاه پهناور دنیا              در اردوی زندگی      چون گوسفندانی مباش       که بی اراده رانده می شوند             قهرمانی باش در تکاپو !             (هنری لانگ فلو)

لطفا گوسفند نباشید !!!!

انسان نمی تواند           به آسمان نیندیشد !         چگونه می تواند؟!       مگر انسان هایی که عمر   را بی چرا      به چریدن مشغولند و   سر به زمین فرو برده اند    و             پوزه در خاک  دارند    و  غرق در آب  و علف اند         اینها که «گوسفندان » دو پایند !    (علی شریعتی ) 

 

بوی باران بوی سبزه  بوی خاک      شاخه های شسته  باران خورده پاک      آشمان آبی و ابر سپید  برگ های سبز بید  عطر نرگس   رقص باد   نغمه ی شوق پرستو ها ی شاد  خوش به حال روزگار !

بهاي عشق چيست بجز عشق ؟ (ماري لولا)

در آبی عشق پر گشودن زیباست    هر لحظه ی من با تو بودن زیباست     منظورم از این ترانه می دانی چیست ؟     یعنی که همیشه با تو بودن زیباست !

زندگی آب راه‌ايی است به نام وفا... ميريزد به جويی به نام صفا... ميرود به رودی به نام عشق... ميرسد به دريايی به نام وداع...

عشق از هر گل سرخي دلپذير تر است ، اما خارهاي آن قلب تو را عميق تر از هر خاري سوراخ مي كند .

 

وقتي هستي نيستم , وقتي نيستي هستم , وقتي هستم نيستي, وقتي نيستم هستي اي همه ي نيست شده ي هستي من, هستي من نيست مي شود وقتي تو نيستي

 

بچه ها نظر یادتون نره !

 

 

توسط ღ.•**•.مریم.•**•.ღ |

شکوه روشنایی

سلام

اول از همه ولادت حضرت زهرا (س) رو به شما عزیزان تبریک می گم !

و دوم : امیدوارم از مطالبی که براتون گذاشتم لذت ببرید ! مثل همیشه !

 افق تاریک                  دنیا تنگ   نومیدی  توان فرساست .             می دانم .

ولیکن  ره سپردن در سیاهی    رو به سوی روشنایی   زیباست .      می دانی ؟

 به شوق نور در ظلمت قدم  بردار .                         به ابن غم های جان آزار  دل مسپار !

          که مرغان گلستان زاد           ـ که سرشارند از آواز آزادی ـ            نمی دانند هرگز   لذت و ذوق رهایی را .   و رعنایان تن در نور پرورده               نمی دانند در پایان شب          شکوه روشنایی را !

امشب از رویای تو رنگین شده

مهرورزان  زمان های کهن       هرگز از خویش نگفتند سخن         که در آنجا که «تو»یی                      

                                                                                  بر نیاید دگر آواز از «من» !

دوست دارم بدانم   دوست داشتن را چگونه دوست داری  تا همان گونه دوست بدارم که تو دوست داری !

زندگی چنین است :   با هم بودن  با هم ماندن  و با قطرات عشق  به پایان رسیدن !

 

بچه ها نظر یادتون نره!!!

 

توسط ღ.•**•.مریم.•**•.ღ |

عشق چیست؟

سلام 

چند تا مطلب ناز گذاشتم امیدوارم مثل همیشه خوشتون بیاد که البته میدونم خوشتون میاد

 

    گل  قلب با اشک محبت رشد می کند

 

                                    عشق چیست؟

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست ؟ گفت حلال است .

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست ؟ گفت هم پای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست ؟ گفت محبت الهیات است .

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست ؟ گفت حرام است .

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست ؟ گفت نقطه ای که حول محور قلب جوان می گردد .

از استاد تاریخ پرسیدند عشق چیست ؟ گفت سقوط سلسله ی قلب جوان است .

عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه : قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود .

 

عشق از دوستی پرسید  فرق من با تو چیه ؟دوستی گفت :                                  

   من با سلام با کسی دوست میشم تو با  نگاه        من با بهونه از کسی جدا میشم تو با     مرگ .

شب بود و شمع بود و غم بود و من   

   شب رفت و شمع سوخت و غم موند و من

                                                               

گر بر فلکم دست بدی چون یزدان       برداشتمی من این فلک را ز میان

و ز نو فلکی دگر چنان ساختمی            کازاده به کام خویش رسیدی آسان

 

 

وقتی که آمدی به دنیا عریان جمعی به تو خندان و تو بودی گریان

           کاری بکن ای دوست که وقت رفتن جمعی به تو گریان و تو باشی خندان

 

 الهی اقرار کردم به مفلسی و هیچ کسی .  ای یگانه ای که از همه چیز مقدسی   چه شود اگر مفلسی را به فریاد رسی .

الهی  در دل های ما جز تخم محبت مکار  و بر تن و جان های ما جز الطاف و رحمت خود مگمار و بر کشته های ما جز باران رحمت خود مبار .

 

توسط ღ.•**•.مریم.•**•.ღ |



سلام
از این که اومدین وبلاگم ممنون .
امیدوارم از خوندن مطالب لذت ببرید .
بازم بیاین اینورا و نظر یادتون نره !
ღ.•**•.مریم.•**•.ღ

girgirak_2007@yahoo.com

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
*جنگ کنسول ها *
۞ نسیم صبــــــا ۞
*هوادار فرزاد حسنی*
*معماران عشق*
*بازی و نرم افزار *
*دو دوست*
*شاخه گلی برای شهید *
*پسر فضایی*
*خدایا دوست دارم*
*نازنین *
*تا به تو تکیه کردم!!!*
*تنهایی*
*عاشقانه _ عارفانه *
*کتیبه*
KARAJ STAR*
*جنون*
*دختر یخی*
*نم نم باران*
*آموزش و راه کارهای کامپیوتر *
*عاشق دیوونه وار *
*عشق دروغین*
*مرد تنها*
*دانلود فیلم کشتی کج *
*چرا(نگار)*
*•*..*•.ღسیب نقره ایღ •*..*•.*
*عطر نفسهات*
*محمد رسول الله*
*چکنویس های پر غلط یک جوان*
*در تمام لحظه هایم... *
*فرزند آفتاب*
*ورود بی جنبه ها ممنوع*
*ناگفته ها*
*تو را من چشم در راهم*
*سایه عشق*
قالب وبلاگ

RSS 2.0

k3cod.com

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

Designed By ParsTheme