|
سلام
امیدوارم از مطالب لذت ببرید !

مي رسد روزي كه فرياد وفا را سر كني مي رسد روزي كه احساس مرا باور كني
مي رسد روزي كه نادم باشي از رفتار خود خاطرات رفته را تو مو به مو از بر كني
مي رسد روزي كه بي من سر كني مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني
مي رسد روزي كه تنها در كنار خاطرم شعر هاي گفته ام را دو به دو از بر كني
مي رسد روزي كه در صحراي خشك بي كسي نامه هاي كهنه ام را با اشكهايت تر كني
مي رسد روزي كه نام تو بميرد بر لبم ان زمان احساس امروز مرا باور كني
می رسد روزی که ...
اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است

زندگي يک آرزوي دور نيست؛ زندگي يک جست و جوي کور نيست
زيستن در پيله پروانه چيست؟ زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست
گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛ هرچه ناپيدا صدايت ميزند
جنگل خاموش ميداند تو را؛  با صدايي سبز ميخواند تو را
زير باران آتشي در جان توست؛ قمري تنها پي دستان توست
پيله پروانه از دنيا جداست؛  زندگي يک مقصد بي انتهاست
هيچ جايي انتهاي راه نيست؛ اين تمامش ماجراي زندگيست..
  |