|
سسسسسسسسسسسسلام
یه سلام بعد کلی دوری !!!
وای امیدوارم منو فراموش نکرده باشید ! البته که نکردید !!!! 
بازم یه عالمه مطلب های قشنگ گذاشتم براتون ! مثل همیشه : نظر یادتون نره 
قطاری که از دوردست می آمد گذشت و ما را ندید گذشت و دختران منتظر را با دسته های گل ندید ای قطاری که از دور دست ها می آیی بگو دور ها چگونه است آنجا برگ ها چگونه است گل ها چگونه است برگ هایشان سبز سبز گل هایشان تا زانوست صحبت مردمانش شبانه روز از شماست کوه هایشان پشت کوه هایتان و دریایشان ادامه دریای شماست برای آن ها هم دور دست ها سرزمین شماست !

شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این دل با نگاهی سرد پرپر می شود!
از تو و فاصله با تو از تو و حضوری دلتنگ
تنها مونده بغضی سنگین که تو سینه میزنه چنگ
این غم پنهونی من تو ندونستی چه تلخه
این تو خود شکستن من تو ندونستی چه سخته
حالا هم صدا با یادت شعر موندنو می خونم
می دونم که ناگزیری اما منتظر می مونم
موندن من یه گریزه تو هجوم نا امیدی
تو در این هجوم ساکت یه حضور ناپدیدی
خوشبختی یعنی : دیدن حرف ها پشت سکوت خاموش کردن شمع غرور با یک فوت حس کردن تشنه لبی در یک لیوان یخ لمس کردن خاطره ها چه شیرین و چه تلخ ...!
  
ای که دور از من و در یاد منی با خبر باش که دنیای منی شادت شادی من غم تو غصه ی من قلب من خانه تو خانه ات قبله ی من

همه عمر دیر بودیم! دیر دیدیم دیر شنیدیم دیر گفتیم و دیر فهمیدیم.

مردن آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم
مردن آن است که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم ...

برای انسان های بزرگ هیچ وقت بن بستی وجود ندارد چون بر این باورند که
یا رهایی خواهم یافت یا رها خواهم ساخت
       
|